فرهنگ‌نامه اصول‌فقه

از ویکی‌حوزه: دانشنامهٔ جامع علوم حوزوی
پرش به: ناوبری، جستجو

اندیشمندان در تکاپوی کاوش و تولید اندیشه هماره با پرسش‌هایی مواجه بوده‌اند. در اختیار داشتن منابع و مستندها به منزله پیمودن نیمی از مسیر پاسخ به این‌گونه پرسش‌هاست؛ و نیم دیگر آن نیز از راه پژوهش، اندیشه‌ورزی و ژرف‌نگری فراهم می‌آید.

بدین خاطر «مرجع‌شناسی» به ویژه در عصر «انفجار اطلاعات» و گسترش شگفت‌انگیز دانستنی‌ها و آگاهی‌های بشری، از جایگاه بالا و اهمیت خطیری برخوردار است. در اهمیت دائرةالمعارف‌ها و کتابهای مرجع همین بس که موجبات رشد و اعتلای فرهنگی جامعه را فراهم می‌آورند و راهنمای اهل تحقیق‌اند.

هنگامی که مؤلف، محقق، دانش‌پژوه یا حتی استادی بخواهد دربارهٔ مطلبی به تحقیق و پژوهش دست بزند، در اولین گام به دائرةالمعارف و دانش‌نامه‌ها نگاه می‌کند و به مدخلی مراجعه می‌کند که پاسخ پژوهش او را بدهد.

در دائرةالمعارف کلید کار به دست او داده می‌شود و طرح و نقشه کلی تحقیق برای او ترسیم می‌شود و مفیدترین دانستنی‌ها و آگاهی‌ها در ارتباط با موضوع تحقیق که شامل تعریف، دیدگاه‌ها، استدلال‌ها، مراجع و منابع دست اول که خمیرمایه کار هستند در اختیارش گذارده می‌شود تا در گام بعدی به آنها مراجعه کند. بدین سان فرهنگ نامه و دائرةالمعارف هر چند پاسخ نهایی محقق نیست اما راهنما و جهت‌دهنده پژوهشگر است.

دائرةالمعارف و فرهنگ نامه‌ها پاسدار میراث فرهنگی و نشانگر هویت علمی یک جامعه‌اند به گونه‌ای که بود و نبود آنها نشان از زنده بودن یا رکود و پژمردگی «علمی-فرهنگی» جامعه است.

در جستار حاضر که به منظور آشنایی با «فرهنگ نامه اصول فقه» به رشته تحریر درآمده، مناسب دیده شد قبل از پرداختن به معرفی فرهنگ نامه مورد نظر کلیاتی پیرامون «دائرةالمعارف نگاری» ارایه شود.

تعریف‌ها

  1. دائرةالمعارف:
    این واژه ترجمان عربی لفظ به لفظ واژه فرانسوی «Encyclopedie» یا واژه انگلیسی «Encyclopaedia» است.[۱]
    و در اصطلاح گزیده‌ای فشرده از دانستنی‌ها و آگاهی‌های دقیق، موثق، طبقه‌بندی شده و روزآمد از همه حوزه‌های معرفتی دانش بشری یا حوزه‌ای خاص است که زبدگان رشته‌های مختلف آن را گردآوری کرده‌اند و سپس با نظمی خاص (الفبایی، رده‌ای، موضوعی) مرتب شده‌است.
    تصوری که امروز دانش‌آموخته‌گان غرب از دائرةالمعارف دارند گسترده‌تر از آن چیزی است که در بالا ذکر شد.
    «دائرةالمعارف‌ها» امروزه به کتاب مرجعی گفته می‌شود که دربردارنده گزیده‌ای فراگیر از همه حوزه‌های دانش بشری (دائرةالمعارف عمومی) یا حوزه‌ای خاص از دانش است (دائرةالمعارف تخصصی) که این حوزه خاص نیز یا یک رشته از دانش بشری است (مانند فرهنگ نامه اصول فقه) یا گروهی از دانش‌های مربوط به هم (مانند فرهنگ نامه علوم اسلامی) که مطالب یا مقالات آن را مؤلفانی متخصص و زبده نوشته و ویراستاران ماهر و دانشمند آن را ویراسته‌اند (علمی و شکلی) و مدخل‌های آن براساس نظامی خاص (الفبایی، رده‌ای، موضوعی) طبقه‌بندی شده‌است که امکان دارد همراه تصویرهای گویا، نقشه‌ها و جدول‌های آماری باشند، و نیز دارای سیستم ارجاع متقابل و فهرست موضوعی الفبایی باشند.[۱]
  2. فرهنگ نامه:
    فرهنگ نامه اسمی است مرکب برای کتابی که در آن دانش و فرهنگ باشد؛ فرهنگ نامه را معادل «دائرةالمعارف» در عربی و «انسیکلوپدیا» در انگلیسی دانسته‌اند.[۲]
  3. دانش‌نامه:
    دانش‌نامه واژه‌ای است فارسی که آن را به نامه‌ای حاوی دانش و علم که در آن از دانستنی‌ها سخن رفته باشد، تعریف کرده‌اند و مترادف با فرهنگ نامه است این واژه در زبان و ادبیات فارسی پیشینه‌ای دیرینه دارد چنان‌که ابن‌سینا نام کتابی را که نخستین دائرةالمعارف علوم فلسفی در ایران است «دانش نامه علایی» گذارد.[۳]
    دانش‌نامه را می‌توان گزیده‌هایی از دانستنی‌ها و آگاهی‌های بشری دانست که در یک جا جمع‌آوری شده و برای عموم فرهیختگان قابل درک و فهم است و مراجعه به آن سهل و آسان است.
  4. فرهنگ:
    فرهنگ یا فرهنج در فارسی باستان معنای «ادب و پرورش» را می‌داد و در فارسی نو به معنای «تعلیم و تربیت»، «عقل و دانش»، «خوب و نیک»، «کتاب لغت» و به کار رفته‌است؛ در این بحث منظور از «فرهنگ» کتابی است دربردارندة مجموعه‌ای از لغت‌ها که معادل کلمه انگلیسی «Dictionary» است.[۴]

تفاوت فرهنگ و دائرةالمعارف

واژه‌های فرهنگ، فرهنگ نامه، دانش‌نامه و دائرةالمعارف در تداول عام به یک معنا به کار می‌روند؛ ولی در نزد خواص چنین نیست. به اعتقاد برخی، در فارسی معاصر سه واژه «فرهنگ نامه»، «دانش‌نامه» و «دائرةالمعارف» در یک معنا به کار می‌روند و با واژه «فرهنگ» که به معنای کتاب لغت یا واژه‌نامه است، تفاوت دارند.

برخی دیگر بر این باوراند که دائرةالمعارف‌ها به لحاظ شمول به عمومی و تخصصی تقسیم می‌شوند.

- دائرةالمعارف عمومی: کتاب مرجعی است که در آن اطلاعات و آگاهی‌هایی در همه زمینه‌های فرهنگ و معارف بشری در شکل مقالاتی (مختصر یا مفصل) گردآوری شده‌است مانند دائرةالمعارف بزرگ ژاپن.

- دائرةالمعارف تخصصی یا اختصاصی: کتاب مرجعی است با مقالات تخصصی در رشته‌ای خاص که به منظور برآوردن نیاز دانشیان و دانش‌پژوهان در زمینه‌ای خاص تهیه می‌شود مانند دائرةالمعارف فلسفه، این عده «دائرةالمعارف تخصصی» و «دانش‌نامه» را مترادف یکدیگر دانسته‌اند. ۶

۳- تاریخچه دائرةالمعارف نگاری

دائرةالمعارف نویسی پیشینه‌ای بس کهن دارد به گونه‌ای که امروزه به سختی می‌توان نام دائرةالمعارف را بر دائرةالمعارف‌های نخستین گذارد. بخش‌هایی از یک دائرةالمعارف کهن که تاکنون به دست آمده‌است مربوط به دوره یونان باستان است. بسیاری ارسطو را نخستین کسی می‌دانند که به گردآوری مجموعه اطلاعات و دانش‌های بشر اقدام کرده‌است.

برخی بر این باوراند که تاریخ دائرةالمعارف نویسی در شرق طولانی‌تر از غرب است و اولین دائرةالمعارف را به چینی‌ها منسوب می‌نمایند. ۷

۳–۱- تحولات دائرةالمعارف نویسی

آنچه اهمیت دارد این است که در طول تاریخ دائرةالمعارف نویسی سه دوره عمده وجود دارد:

الف- دوره آغازین

این دوره از آغاز تا اوایل قرن هفدهم به طول انجامید، دائرةالمعارف‌هایی که در این سال‌ها نوشته شده کمترین شباهت را به دائرةالمعارف‌های امروزین داشته و از دو ویژگی برخوردارند:

- نخست این که کاری فردی هستند (نه گروهی) و دربردارنده دیدگاه دانشمندی خاص‌اند.

- دوم این که، این تألیفات کتاب مرجع به اصطلاح امروزین نبودند بلکه به منظور تعلیم یا تفریح «باسواد» ها یا قشر خاصی از آنان نوشته می‌شدند.

ب- دوره تحول

شروع قرن هفدهم همزمان بود با تحول در سبک نگارش دائرةالمعارف‌ها که از آن به عنوان نقطه عطفی در تاریخ دائرةالمعارف نویسی یاد می‌شود. در این برهه از زمان «فرانسیس بیکن» به قصد تألیف دائرةالمعارفی به سبک جدید آثارش را به روش علمی طبقه‌بندی کرد.

ثمره تلاش او رهنمودی گران‌قدر در زمینه نگارش دائرةالمعارف‌ها تلقی شد و راه را برای نویسندگان بعدی هموار ساخت به گونه‌ای که با شروع قرن هیجدهم دائرةالمعارف‌هایی با شکل و شمایل امروزین به رشته تحریر درآمد.

ج- دوره شکوفایی

این دوره از آغازین روزهای قرن نوزدهم میلادی شروع شد و تاکنون ادامه دارد همه شاخصه‌های اصلی دانش‌نامه‌های نوین که عبارت‌اند از: «گزیده‌گویی جامع‌نگری، مستندنویسی، فشرده‌نویسی، ایجاز، ریزکردن مطالب، ارجاع به منابع دست اول، طبقه‌بندی و نظم، ارجاع‌های دوطرفه، ویراستاری‌های سطح عالی، مصور بودن، فهرست موضوعی در این زمان ابداع شد. ۸

۳–۲- دائرةالمعارف نگاری در جهان اسلامی

تاریخ اسلام، تاریخ ظهور و گسترش علم و فرهنگ درخشانی است که تا تاریخ بشر وجود دارد زندگی از آن گرمی و نشاط می‌گیرد.

جرج سارتون در کتاب «مقدمه بر تاریخ علم» دوره‌های تاریخ علم را به ادوار پنجاه ساله تقسیم کرده و هر دوره را به نام یکی از برجستگان علم نام‌گذاری می‌کند، از سال ۷۵۰ تا ۱۱۰ میلادی یعنی ۳۵۰ سال از تاریخ علم را با نام‌هایی چون جابر، خوارزمی، رازی، مسعودی، ابوالوفاء، بیرونی، خیام مزین می‌کند و در ادوار بلافصل بعدی نیز گرچه چهره‌های غربی اندک‌اندک خودنمایی می‌کنند ولی درخشش ابن رشدها، طوسی‌ها و ابن نفیس‌ها چشم‌گیر است، این افراد زبدگان حوزه‌های شیمی، جبر، پزشکی، جغرافیا ریاضی، فیزیک و اخترشناسی عصر خود بوده‌اند.

دانشمندان اسلامی سابقه دیرینه‌ای در زمینه واژگان‌نگاری و فرهنگ‌نویسی دارند و از نظر تبیین شیوه جمع‌آوری اصطلاحات، خدمات ارزنده‌ای ارائه کرده‌اند. دربارهٔ تاریخچه نگارش دائرةالمعارف‌ها برخی بر این عقیده‌اند که دائرةالمعارف نویسی در جهان اسلام از قرن سوم هجری از زمانی شروع شد که «ابن‌قتیبه» نخستین دائرةالمعارف جهان اسلام را با نام «عیون‌الاخبار» در موضوعاتی چون قدرت، جنگ، شرافت، شخصیت، یادگیری، زیباشناسی، دوستی، عبادت، غذا و زنان به نگارش درآورد.

این نهضت علمی در قرن چهارم با نگارش دائرةالمعارف‌هایی چون «الفهرست» ابن ندیم «رسائل اخوان‌الصفا» دنبال شد و تاکنون ادامه دارد.

ایرانیان در روند رشد علم در جهان اسلام سهم به سزایی داشته‌اند و دائرةالمعارف‌های زیادی در جهان اسلام به عربی و فارسی تألیف و تدوین نموده‌اند. قدیمی‌ترین دائرةالمعارف گونه در ایران «دینکرت» است که دائرةالمعارف دینی زرتشتی به زبان پهلوی است که در قرن دوم و سوم هجری در نه جلد منتشر شد. در قرن سوم هجری «ابوحفض سغدی» نخستین فرهنگ لغت فارسی را نوشت؛ ایرانیان با ترجمه آثار عربی به فارسی توانستند خدمات متقابلی به اسلام و ایران انجام دهند. ۹

۴- معرفی فرهنگ نامه اصول فقه

۴–۱- تاریخچه

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی و فراهم آمدن بستر فعالیتهای پژوهشی با در نظر گرفتن پیشینه درخشان فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی و با توجه به محدودیت مدخل‌های دائرةالمعارف‌های موجود و ناکافی بودن آنها در گستره علوم اسلامی و نیز هجوم فرهنگ‌های بیگانه به فرهنگ و آموزه‌های اصیل اسلامی نیاز به تلاشی گسترده و نو، به منظور شناساندن فرهنگ و تمدن اسلامی به دین‌پژوهان احساس می‌شد یکی از حرکت‌های بنیادین در این زمینه طراحی نظام اطلاع‌رسانی معارف اسلامی بود که براساس آن اطلاعات مربوط به علوم اسلامی سازماندهی و به شیوه‌ای نو و کارآمد با بهره‌گیری از ابزار فنّی مدرن، دسترسی به آنها سهل و آسان گردد، که تهیه و تدوین فرهنگ نامه‌هایی با اصول و ضوابط علمی یکی از لوازم این طرح بزرگ به‌شمار می‌آید.

آنچه که ضرورت این کار را دو چندان می‌کرد این بود که ویراش جدید «دائرةالمعارف اسلام» در غرب مانند ویرایش‌های قبلی آن با برخی غرض‌ورزی‌ها و اشتباهات اساسی همراه بود.

در راستای پاسخگویی به این نیاز فراگیر «واحد اصطلاح نامه علوم اسلامی» به ریاست حجه.. الاسلام والمسلمین جناب آقای «یعقوب‌نژاد» به منظور برداشتن گامهای اساسی و بنیادین در زمینه بسترسازی برای تولید اندیشه‌های ناب و پی‌ریزی شالوده‌ای مدرن و کارآمد برای ذخیره‌سازی دانستنی‌ها و آگاهی‌های اسلامی و تألیف و تدوین کتب مرجع در سال ۱۳۷۰ تأسیس شد۱۰ و تاکنون موفق به تهیه و تدوین آثاری با ارزش در زمینه علوم اسلامی شده‌است که فرهنگ نامه اصول فقه از آن قبیل است.

«فرهنگ نامه اصول فقه» کاری است از «گروه پژوهشی اصول فقه» واحد اصطلاح نامه علوم اسلامی که وابسته به مرکز مطالعات و تحقیقات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم می‌باشد.

این گروه که در سال ۱۳۷۴ فعالیت خود را آغاز نمود با بهره‌گیری از محققانی زبده کار آشنا و دانش‌آموخته حوزه و دانشگاه و با برخورداری از حمایت‌های فکری اساتید فن در اولین گام به تهیه اصطلاح نامه اصول فقه با بیش از پنج هزار و سیصد اصطلاح اقدام نمود که در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسید. ۱۱

در دومین گام درصدد تدوین «فرهنگ نامه اصول فقه» برآمد، و این کار طاقت‌فرسا و دیربازده را با هفت نفر محقق فرهنگ نامه نگار، یک ویراستار و البته راهنمودها و پشتیبانی‌های بی‌دریغ مسئول واحد اصطلاح نامه علوم اسلامی به انجام رساند.

۴–۲- ویژگی‌ها

- شماره مدخل‌هایی که در ویرایش اول این فرهنگ نامه ارایه می‌شود بیش از سه هزار است که از نظر گستره کار دانش‌نامه نویسی در علم اصول فقه بی‌مانند است.

- یکی دیگر از ویژگی‌های منحصر به فرد این فرهنگ نامه آن است که تعیین و طبقه‌بندی مدخل‌های آن بر پایه «اصطلاح نامه اصول فقه» طرح‌ریزی شده و هم‌زمان با انتشار، برنامه نرم‌افزاری آن نیز طراحی و به اجرا درآمده است.

- از دیگر ویژگی‌های این مجموعه نفیس آن است که مدخل‌هایش از میان منابع شیعی و سنی انتخاب شده‌اند و حدود دویست منبع از منابع اصولی شیعه و سنی پشتوانه این کار عظیم است که به تناسب به آنها رجوع شده‌است.

این دانش‌نامه در سه جلد عرضه می‌شود که جلد اول آن با حدود هزار مدخل به واحد نشر تحویل داده شده‌است که بزودی در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت؛ ویرایش نهایی جلد دوم نیز رو به اتمام است و جلد سوم آن نیز در انتظار ویرایش نهایی و آخرین اصلاحات می‌باشد.

به منظور انتقال تجربیات گرانبها به سایر مؤسسات پژوهشی نوپیدا که در این عرصه دست به فعالیت می‌زنند و آشنایی بیشتر با فرهنگ نامه اصول فقه و گروه مؤلفان و نیز خصوصیات و شیوه کار بایسته‌است مطالبی پیرامون ساختار تشکیلاتی، مراحل اجرایی و شیوه‌نامه تدوین فرهنگ نامه اصول فقه ارائه شود:

۴–۳- ساختار تشکیلاتی

گروه دانش نامه اصول فقه از ارکان زیر تشکیل شده‌است:

- مسئول گروه - استاد مشاور

- اعضای گروه - منشی گروه

۴–۴- مسئول گروه

مسئول گروه که از آغاز تا انجام کار همراه گروه بوده‌است، بیش از یازده سال سابقه شرکت در درس‌های خارج فقه و اصول حوزه علمیه را دارد و افزودن بر آن دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته حقوق خصوصی از دانشگاه تهران و فارغ‌التحصیل رشته تخصصی کلام حوزه علمیه قم است که سابقه هشت سال تدریس در رشته فقه و اصول در حوزه و دانشگاه، و نیز بیش از ده سال کارهای پژوهشی را داشته و مقالاتی نیز به چاپ رسانده‌است و از آن جا که از اعضای گروه نگارش اصطلاح نامه اصول فقه است، آشنایی کاملی با فن اصطلاح نامه‌نگاری دارد و افزون بر آن عضو شورای علمی «دانش‌نامه کلام اسلامی» مرکز تخصصی کلام حوزه عملیه قم نیز می‌باشد.

اهم وظایف مدیر گروه عبارت‌اند از:

- تشکیل گروه و انتخاب اعضای آن با مشورت و تصویب مسئول واحد

- اجرای سیاست‌های کلی و تعیین اولویت‌های گروه

- تعیین منشی گروه

- تشکیل حلقه‌های کاری و تقسیم کار میان آنان

- نظارت علمی مستمر بر روند کار اعضاء و ارائه رهنمودهای لازم

- ارتباط با مسئول واحد و سایر مدیران

- ارتباط با مؤسسات پژوهشی دیگر با هماهنگی مسئول واحد

- ویراستاری علمی و نظارت بر ویراستاری شکلی

۴–۵- اعضای گروه

اعضای گروه «فرهنگ نامه اصول فقه» همگی از دانش‌آموختگان و فضلای حوزه علمیه قم هستند که افزون بر ده سال سابقه شرکت در درس‌های خارج فقه و اصول حوزه علمیه را دارا هستند و برخی نیز دارای مدرک دکترای رشته فقه و حقوق اسلامی از دانشگاه تهران یا فارغ‌التحصیل رشته‌های تخصصی حوزه علمیه قم و از مدرسان حوزه و دانشگاه و همگی آشنای با فن اصطلاح نامه‌نگاری و دارای سوابق طولانی پژوهشی‌اند.

۴–۶- استاد مشاور

استاد مشاور که به پیشنهاد مدیر گروه و تصویب شورای پژوهشی واحد انتخاب می‌شود دارای شرایط و وظایف زیر است:

شرایط:

- از متخصصان رشته اصول فقه و دست کم دارای مدرک اجتهاد یا دکتری باشد؛ از مدرسان با سابقه فقه و اصول یا صاحب اثری ارزنده در این رشته باشد؛ با فن اصطلاح نامه‌نگاری و نگارش فرهنگ نامه آشنا باشد؛ دارای وقت آزاد و مفید باشد.

۴–۷- وظایف

- شرکت در جلسات مشورتی گروه و ارائه نظر برای حل مشکلات

- نظارت مستمر بر محتوای علمی و ارائه راهکارهای اصلاحی

- ارائه نظر در زمینه شناسایی منابع و طبقه‌بندی آنها

- شرکت در شورای پژوهشی واحد (در صورت دعوت)

۴–۸- منشی گروه

منشی گروه لازم است افزون بر آشنایی با خدمات اداری و بایگانی اسناد و مدارک با فن اصطلاح نامه نگاری و نگارش فرهنگ نامه نیز آشنا باشد.

وظایف

- تهیه وسایل و ابزار مورد نیاز گروه

- تنظیم و بایگانی اسناد و مدارک

- تشکیل پرونده‌های علمی و طبقه‌بندی کردن مقاله‌ها

- اعلام ساعت و روز برگزاری جلسات گروه

- پاکنویس کردن مقاله‌ها در صورت لزوم

- پیگیری امور رایانه‌ای و نشر

۵- مراحل اجرایی فرهنگ نامه اصول فقه

۵–۱- شناسایی منابع و مآخذ از راه‌هایی چون:

- رجوع به کتابخانه‌های عمومی و تخصصی

- رجوع به بانک‌های اطلاعاتی و شبکه‌های اطلاع‌رسانی

- مشورت با اساتید فن به ویژه استاد مشاور

۵–۲- طبقه‌بندی منابع به لحاظ‌های گوناگون چون:

- شیعه و سنی بودن

- دست اول بودن یا نبودن

- قدیم یا جدید بودن

۵–۳- کد گذاری منابع

کد گذاری منابع به منظور صرفه‌جویی در وقت و بالا رفتن سرعت و ضریب امنیت کار به شکل زیر انجام می‌پذیرد.

«این کدها در هنگام چاپ مکتوب به نام منبع موردنظر براساس برنامه نرم‌افزاری تبدیل می‌شود»

۵–۴- تهیه شناسنامه اسناد:

شناسنامه اسناد در فرم‌هایی که حاوی اطلاعات ذیل است، ثبت می‌گردد:

«نام اثر، نام صاحب اثر، مترجم، محقق، ناشر، نوبت نشر، سال نشر، تعداد جلد»

۵–۵- تهیه فیش‌های تحقیقاتی به تناسب مراحل کار

۵–۶- تعیین مدخل‌ها که براساس اصطلاح نامه اصول فقه انجام می‌گیرد

۵–۷- تشکیل حلقه‌های کاری برای تصویب ابتدائی و نهایی

کار فرهنگ نامه اصول فقه با تشکیل سه حلقه به انجام رسید.

در حلقه اول و دوم که هر یک از سه نفر محقق تشکیل شده‌اند ابتدا هر رده- برای مثال رده استصحاب- به یک محقق واگذار شده آنگاه بعد از تهیه مقاله اولیه هر یک از این مقاله‌ها در همان حلقه به تصویب می‌رسد و برای بازنگری یا بازنگاری به گروه دیگر تحویل می‌شود، در نهایت مصوبات این دو حلقه در حلقه سومی که متشکل از مدیر گروه و مسئولان حلقه اول و دوم است به تصویب نهایی می‌رسد.

۵–۸- تحویل به گروه نظارت

این کار به منظور نظارت شکلی و محتوایی از لحاظ رعایت آیین‌نامه‌ها و شیوه‌نامه‌های اجرایی صورت می‌گیرد.

۵–۹- ویراستاری شکلی

۵–۱۰- کنترل نهایی توسط مدیر گروه

۵–۱۱- تحویل به گروه رایانه

۵–۱۲- غلط‌گیری و نسخه‌خوانی

۵–۱۳- تحویل به شورای پژوهشی

۵–۱۴- تأیید نهایی مسئول واحد

۵–۱۵- تحویل به واحد نشر

۵–۱۶- پیگیری امور نشر

۶- کلیاتی از شیوه‌نامه تدوین فرهنگ نامه اصول فقه

۶–۱- ضوابط و اصول کلی

این ضوابط که لازم است همواره مدنظر محققان باشد عبارتند از:

- گزیده‌نویسی؛ فشرده‌نویسی و پرهیز از تکرار؛ مستند بودن مطالب؛ گزارشی بودن و رعایت اصل بی‌طرفی؛ استفاده از منابع دست اول؛ یک دستی و انسجام مطالب؛ روان‌نویسی.

۶–۲- ساختار و شکل کلی متن مقالات

- تعریف لغوی و خصوصیات شکلی و اعرابی؛ تعریف اصطلاحی؛ جایگاه اصطلاح در علم اصول فقه؛ شرح، توضیح و آوردن مثال؛ شاهد مثال‌هایی از متن اسناد؛ آراء و دیدگاه‌های مختلف و دلایل آنها؛ نکات ضروری مرتبط با مطلب.

۶–۳ شیوه نگارش

- فارسی‌نویسی؛ جدانویسی؛ رعایت علایم سجاوندی مانند استفاده بجا از نقطه، ویرگول، نقطه ویرگول؛ قراردادن اسامی افراد، اماکن، آیات، و نقل قولهای مستقیم در گیومه؛ ترجمه آیات، روایات و متون عربی؛ آوردن مطالب و نکات مفیدی که با متن ارتباط دارند در پایان متن بعد از کلمه «نکته:»؛ ارجاع کامل به مدخل دیگری برای توضیح بیشتر با به بکارگیری علامت «نیز ر.ک.»؛ آوردن توضیحات و شرح بیشتر در مواقع لزوم بعد از نماد «توضیح:».

۶–۴- شیوه‌نامه آدرس‌دهی

- لزوم یکسان بودن اسناد مورد استفاده از ابتدا تا انتهای کار از لحاظ نوع چاپ، ناشر، سال نشر و شماره صفحات؛ آدرس‌دهی در فرهنگ نامه اصول فقه به دو گونه است:

  1. مستقیم
  2. غیرمستقیم

آدرس‌دهی مستقیم پس از شماره‌گذاری در متن به صورت زیر انجام شده‌است:

۱–۱۰۶/۲/۱۰۳/۳

۲–۴۰/۱/۱۰۱/۳

- آدرس‌دهی غیرمستقیم بعد از نماد «ر.ک.» به صورت زیر انجام شده‌است:

۵۰/۲/۱۴۴/۳

۲۳/۵/۱۱۶/۳

۱۲۰/۲/۲۰۰/۳

- اگر دو مطلب جدای از هم، از یک صفحه منبعی به طور «نقل قول مستقیم» آورده شوند، آدرس آن به شکل زیر می‌آید:

۱ و ۲–۱۶۸/۱۰۲/۳

- چنانچه مطلبی در بیش از یک صفحه به طور مسلسل آورده باشند، افزون بر صفحه شروع، صفحه پایانی نیز آورده شده‌است مانند:

(۲۵۱–۲۵۵)/۱۰۲/۳

- اگر مطلبی در دو جای یک سند آمده باشد و صفحات غیرمسلسل باشد به شکل زیر عمل می‌شود:۱۲۱

و ۸۵/۲۴۴/۳

- کتاب‌هایی که دو جلد در یک مجلد و دارای شماره صفحات مسلسل است. آدرس آن به شکل زیر می‌آید:

۸۵/۲ و ۱/۱۰۶/۳

۵۰/۴ و ۳/۲۳۴/۳

- کتاب‌هایی که جلد اول آن‌ها چاپ شده و جلدهای دیگر هنوز منتشر نشده‌است آدرس آن به شکل زیر آمده‌است:

۷۷/۱/۱۳۴/۳

- آدرس کتاب‌هایی که دو جلد در یک مجله و دارای صفحات غیرمسلسل است به گونه زیر آورده شده‌است:

۵۵/۱/۱۰۴/۲

۷۹/۲/۱۰۴/۳

-کتاب‌هایی که دارای قسمت‌های مختلف در یک جلد می‌باشند، اگر شماره جلد را داشتند بعد از شماره جلد شماره آن قسمت- که مطلب از آن نقل شده- به شکل زیر می‌آید:

و چنانچه شماره جلد نداشته باشند فقط شماره قسمت می‌آید مانند:

- آدرس‌دهی آیات به شکل زیر است:

- در آدرس‌دهی لغت نامه‌ها به شکل زیر عمل شده‌است:

فرهنگ معین، ماده نمازگزار

لغت‌نامه دهخدا، ماده تشکر

المنجد، ماده، «ض‌رب»۱۲

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مقاله «دائرةالمعارف‌ها و واژه‌نامه‌ها» از دائرةالمعارف بریتانیکا، ج 18، ص (365-385)، ویرایش 1985).
  2. لغت‌نامه دهخدا، واژه «فرهنگ نامه».
  3. محمدحسین قرشی، مقاله «تاریخچه دائرةالمعارف نگاری در جهان» کیهان فرهنگی، سال سیزدهم، شماره 127، ص 30.
  4. فرهنگ نفیسی، واژه «فرهنگ».

۴-

۵-

۶- پوری سلطانی و فروردین راستین، کتاب اصطلاح نامه کتابداری، ص ۱۲۸.

۷- نورالله مرادی، مقاله «دائرةالمعارف‌ها را بشناسید» نشر دانش، شماره ۵، سال ۱۳۶۰، ص ۵۱.

۸- هوشنگ اعلم، مقاله «عنوان‌های اصلی و فرعی دائرةالمعارف‌نویسی در غرب «کیهان فرهنگی، سال سیزدهم، شماره ۱۲۷، ص (۴۴–۴۷).

۹- محمدحسین قرشی، مقاله «تاریخچه دائره‌المعارف نگاری در جهان»، کیهان فرهنگی، سال سیزدهم، شماره ۱۲۷، ۲۵.

۱۰- ارکان و گروه‌های پژوهشی واحد اصطلاح نامه علوم اسلامی عبارتند از:

الف: ارکان

- مسئول واحد

- شورای پژوهشی

- شورای برنامه‌ریزی اجرایی

-کمیته‌های تخصصی

-آموزش و نظارت

ب: گروه‌های پژوهشی

- علوم قرآنی - منطق

- فلسفه اسلامی - فقه

-اصول فقه - عرفان

- کلام اسلامی - حقوق

- اخلاق اسلامی - علوم حدیث

۱۱- «اصطلاح نامه» برگردان واژه انگلیسی تزاروس «Thesaurus» است.

در علم اطلاع‌رسانی «تزاروس» به معنای «گنجینه واژگان» و «واژگان‌نامه» است.

اصطلاح نامه کتابی است مرجع که در آن واژگان کلیدی با به‌کارگیری زبان نمایه‌ای به گونه‌ای نهادینه و روشمند گردآوری شده و میان آن روابط معنایی (هم‌ارز، سلسله مراتبی، وابستگی) برقرار، و براساس نظام خاصی (الفبایی، نظام یافته، سلسله مراتبی) طبقه‌بندی شده‌اند.

- برای آگاهی از تفاوت اصطلاح نامه با فرهنگ، به مقدمه اصطلاح نامه با فرهنگ، به مقدمه اصطلاح نامه علوم قرآن ص ۵ رجوع کنید.

۱۲- آیین‌نامه داخلی فرهنگ نامه نگاری گروه اصول فقه، واحد اصطلاح نامه علوم اسلامی.