اصول عملی

از ویکی حوزه: دانشنامه جامع علوم حوزوی
پرش به: ناوبری، جستجو

اصول عملی (که به آن دلیل فقهی هم گفته شده‌است): به اصولی گفته می‌شود که شارع مقدس آنها را برای رهایی مکلّف از شک در حکم واقعی شرعی مقرر نموده است. [۱]

توضیحات

مجتهد در مقام استنباط احکام واقعی، یا به حکم واقعی علم پیدا می‌کند و یا این که از طریق دلیل علمی (اماره معتبر) به آن دست می‌یابد; اما در صورتی که بعد ازتتبع، نه به حکم واقعی علم پیدا کند و نه به دلیل علمی بر حکم واقعی دست یابد، شارع برای رهایی او از حالت شک و سرگردانی، اصولی را مقرر نموده‌ است که وظیفه او در مقام امتثال و عمل را معین می‌نماید.

انواع اصول عملی

پرکاربردترین‌های اصول عملی:

  1. اصل برائت.
  2. احتیاط.
  3. تخییر.
  4. استصحاب.
  • این اصول در تمام ابواب فقه جاری است.
  • در کتاب «کفایة الاصول» آمده‌است: «المقصد السابع فی الاصول العملیة، و هی التی ینتهی الیها المجتهد بعد الفحص و الیأس عن الظفر بدلیل مما دل علیه حکم العقل او عموم النقل. و المهم منها اربعة». [پن ۱]

کم‌کاربردترین‌های اصول عملی:

  1. قاعده طهارت، که در بعضی از ابواب فقه جاری است.

مثال

  1. اگر کسی در حرمت استعمال دخانیات شک نماید (علم به حرمت ندارد) و بعد از جستجو و تتبع، دلیلی علمی (اماره) بر حرمت نیز پیدا نکند، اصل عملی برائت، تکلیف را از ذمّه او برمی‌دارد.

نکته

وجه اشتراک اصول عملی و امارات:

  • اصول عملی و امارات در این امر مشترک‌اند که هر دو در ظرف شک و عدم علم به حکم واقعی جعل شده‌اند.

وجه تفاوت اصول عملی و امارات:

  • تفاوت آنها در این است که در موضوع امارات، شک اخذ نشده است; به خلاف اصول عملی که در موضوع آنها شک اخذ شده‌است. [پن ۲]

اختلافات

  1. بعضی از اصولیون معتقدند که مفاد اصول عملی، احکام تکلیفی خمسه نیست، بلکه این اصول فقط وظیفه مکلف را در عمل معین می‌کند; زیرا نتیجه برائت، یا عدم وجوب است و یا عدم حرمت و هیچ یک از این دو، حکم تکلیفی نیست:
    • در استصحاب نیز وظیفه مکلف، عمل به حالت سابق است;
    • در احتیاط نیز اصل عملی بر مطلق الزام دلالت دارد و الزام، از احکام تکلیفی نیست;
    • تخییر عقلی نیز بر نفی عقاب در عمل به اطراف تخییر دلالت می‌کند. [پن ۳]
  2. برخی دیگر از اصولیون مفاد اصول عملی را حکم می‌دانند. [پن ۴] [پن ۵]

پانویس

  1. آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص ۳۸۴.
  2. عراقی، ضیاء الدین، منهاج الاصول، ج ۴، ص ۵.
  3. عراقی، ضیاء الدین، منهاج الاصول، ج ۴، ص ۵.
  4. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج ۳، ص ۱۸.
  5. صدر، محمدباقر، دروس فی علم الاصول، ج ۲، ص ۳۰۱.
    • مشکینی، علی، اصطلاحات الاصول، ص ۵۶.
    • فاضل لنکرانی، محمد، کفایة الاصول، ج ۴، ص (۴۳۶-۴۳۵).
    • انصاری، مرتضی بن محمد امین، فرائد الاصول، ج ۱، ص ۳۱۰.

منابع

  1. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی. فرهنگ‌نامه اصول‌فقه [منبع الکترونیکی]. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۹.‏ ۹۷۸۶۰۰۵۵۷۰۵۴۰